محمد مهريار
317
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
معناى زندگى و زيستن مىآيد . ازاينرو آسان مىتوان تصور كرد كه كلمهء جى از همان ريشهء كلمهء « گى » به معنى حيات و زندگى آمده است و « گاف » فارسى به « ج » تبديل شده است و اساسا در بسيارى از لهجههاى زبان فارسى « گاف » و « جيم » و « ز » به هم تبديل مىشود و همه از ريشهء زندگى آمدهاند و مطابق اصولى كه در نامگذارى ديهها وجود دارد اكثر نام ديهها را از ريشهء كلمهء زندگى مىگيرند ، چون محلى آباد شد و قابليت زندگانى پيدا كرد آن را به اسم همان زندگى نامگذارى مىكردند . بنابراين جيّان معادل « گيّان » و سيان معادل « زيان » از همين قاعده پيروى كردهاند . به تعبير ديگر « گيان » همان « زيان » است يعنى جاى زيست و « كيان » همچنين است . واژهشناسى : بنابراين آشكارا مىتوان ريشهء كلمهء جى را بهدست آورد و بهطور خلاصه گفت كه جى از همان كلمهء « گىّ » به معنى حيات آمده است و مشتقات آن هم بسيار است و نه از صورت « گابه و گابل و گابى » كه در بالا حسب نظر خاورشناسان به آن اشارت شد . قرينهء ديگرى در اينباره وجود دارد كه همهء اين واژهها از « گى » به معناى زندگى آمده است و آن امارهاى است كه در صورت كهن تلفظ اين واژه با تشديد « ى » به صورت « گىّ » است كه بعدها تلفظ آن بهصورت جى درآمده است و هماكنون اين تشديد در صورت ساده جى وجود دارد و بهصورت مركب نيز آن را جيّان تلفظ مىكردند . چنان كه ياقوت حموى هم در معجم البلدان ذيل اين عنوان آن را با تشديد ضبط كرده است و اين خود نشانهء اين است كه اصل اين كلمه « گى » بوده است نه « گابى » و « گابل » بدانسان كه گذشت . جىشير Jey S ir جىشير ديهى است در بلوك جى كه اينك سخت به اصفهان نزديك است و در شمال پل شهرستان واقع شده است و اكنون به شهر اصفهان متصل است و طولى نمىكشد كه يكى از محلات اصفهان بهشمار خواهد آمد . در سال 1345 فقط 429 نفر جمعيت داشته است . براى واژهشناسى آن به جى رجوع شود . « 1 »
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 30 .